نمایش جزئیات
زمزمه و توسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج محمد رضا طاهری

لحظه ی آخرم توو آفتاب
یاد لبت آبی نمی نوشم
لباس خونیه توو آغوشم
ببین چه حالی داره زینب
منو که از یادت نبردی
تو که بالاسر همه رفتی
خرابه رفتی، علقمه رفتی
پس کی میای کنار زینب
یه سال و نیمه دورم از یارم
امروز دیگه تموم میشه کارم
حسینِ بی سر رو می بینم
با زخمایی که رو تنم مونده
میرم با این قدٓی که خم مونده
دوباره مادرو می بینم
نمی دونم می دونی یا نه
چیا کشیده بعد تو زینب
خوشی ندیده بعد تو زینب
هنوز تو رو نی می بینم
ساعت به ساعتش عذابه
روزا که نوحه خوندنه کارم
چش روی هم شبا که میذارم
کابوس بزم مِی رو می بینم
یه سال و نیم گذشت از اون روزا
می بینی کار دنیا رو اما
بازم منو به شام آوردن
همینجا بود که بین نامحرم
به سر و صورتت خودم دیدم
چوب می زدن شراب می خوردن