نمایش جزئیات
روضه و توسل به حضرت عباس علیه السلام اجرا شده شب نهم ماه مبارک رمضان به نفسِ کربلایی حسین طاهری

هرگرفتاری سراغ آستانش راگرفت
رزق وروزی تمام خاندانش را گرفت
خوش بحال سائلی که سائل عباس شد
خوش بحال آنکه از عباس نانش را گرفت
*آی باشووا دولانیم آقا...آذریا خیلی رو اباالفضل حساسندخیلی ارادت دارند به آقا..اصلا معتقدند مُهر عاشقی اباالفضل تو پیشونی آذریا خورده...امشب بگو آی پسرام البنین ما همه دیوونه اتیم تو رو به مادرت امشب دست ما رو بگیر ول نکن اباالفضل... سائل اومد درخونه ی عباس رو زد مادرش ام البنین در رو باز کرد. گفت :خانم! من اومدم گدایی کنم هر سال یه آقایی بهم رزق میداد.دیدن ام البنین اومد داخل خونه در رو بست. شروع کرد گریه کردن.کنیزا رو صدا کرد گفت دیتش روپر کنید بره هرچی دارین بدین عباس من دست گداها رو خوب پر می کرد. در و نیمه باز کردن هرچی داشتن دادن ازبین در دادن.گفت اینا چیه به من میدید؟فکر کردید من فقط برا سیم وزر میومدم در خونه اش رو میزدم من این همه راه اومدم او در باز کنه من چشماش رو ببینم.. من گدای دستاش بودم، من دیوونه ی چشماش بودم، دیدن صدای ام البنین بلند شد...آی گدا برو برو.. بچه امو چشم زدن چشماشو که تیر زدن. دستاشم که بریدن...*
آی روز محشر دستهایش دستگیری میکنند
دست خود را داد دست دوستانش را گرفت
هیچکس اندازه عباس شرمنده نشد
کربلا بدجور از او امتحانش را گرفت
*مرحوم مازندرانی مینویسه... با هر امیدی بود میگفت مشکو می برم هرطوری بود. چشماش و زدن، دستاش و زدن چشمش میگفت هرطور هست فقط ببرم.. اما لحظه ای که تیر به مشکش خورد.. مرحوم مازندرانی اینو مینویسه..."فَوَقَفَ العباس متحیرا" دیدند عباس متحیر شده خودش اسب رو هی کرد سمت علقمه.. یعنی برو آبروم رفت فقط صدا می زد.. "اخاک ادرک اخاک"
قیامتی شده کنار علقمه
فاطمه اومده برید کنار همه
الهی! عباست بمیره مادر
نیزه به پهلوهات نگیره مادر
شرمنده ام و از شرم خونی شده اشکم
مادر حلالم کن که پاره شده مشکم
*کاش مدینه امهمه کنار میرفتن..کنار نرفتند چهل نفربا هم اومدن.نوشت معاویه هنوز صدا نفس کشیدن فاطمه را می شنیدم ..اما چنان لگد زد به در زدم....*
«وای مادرم وای مادرم»
*گفت مادر کجا اومدی این همه مرداینجان چهار هزار تیرانداز اینجاست.عباس عجب حرفی میگی ...*
می زد مرا مغیره و یک کس به او نگفت
زن را کسی مقابل چشم شوهر نمی زند
حالا که اومدی مادر قد کمون
حسین داره میاد یه کم دیگه بمون
باید ببینه من سرم رو پاته
بازم یکی از پسرات همراته
*من اینجا مراقبتم مادر..یه پسر دیگه اش تو کوچه میگفت: ..*
ایستادم به روی پنجه ی پا
اما حیف دستش از روی سرم
ردشد و بر مادر خورد
در عالم رویا به امام زمان گفتند چرا صورت شما شاد نیست؟ فرمودن بعد بیت الاحزان مادر ما، شادی ندیدیم اصلا..
حالا که روضه شد روضه ی مو به مو
دست رو شونم بذار یه یا علی بگو
رو گونه جای دست اون بی دین بود
بشکنه دست او چقدر سنگین بود
ما رو تا آخر عمر بغل کن حسین
ما رو برای خودت سوا کن حسین
«حسین حسین حسین..»
برچسب ها
- باب الحرم
- مناجات
- متن
- مداحی
- آموزش مداحی
- دانلود مداحی
- متن روضه
- اشعار
- متن شعر
- اشعار مذهبی
- شعر مذهبی
- شعر مذهبي
- اشعار مناجاتی
- ماه مبارک رمضان
- روضه جانسوز
- روضه و توسل
- شعر روضه
- گريز روضه
- متن اشعار
- گريز مداحي
- دانلود مناجات
- متن شعر مداحي
- متن روضه شب نهم محرم
- متن روضه حضرت عباس
- متن روضه حضرت اباالفضل
- متن شعر شهادت حضرت عباس
- متن روضه حضرت قمر بنی هاشم
- متن روضه شب9 محرم
- متن روضه تاسوعا
- دانلود متن روضه
- دانلود متن مداحي
- متن شعر برای ماه رمضان
- آموزش مداحي
- متن مناجات با خداوند
- شعر به همراه سبک برای رمضان
- شعر مداحی رمضان
- متن شعر مناجات با خدا در رمضان