نمایش جزئیات

توسل و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده شب سیزدهم به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

توسل و مناجات با خدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده شب سیزدهم به نفسِ حاج‌محمد رضا طاهری

عمر، صدسال اگر طول کشد، مختصر است
از همان لحظهٔ میلاد، اجل پشت در است

به کجا می روی ای بنده سرگشته، بیا
که خدا از رگ گردن به تو نزدیک تر است

چه غم از زخم زبان ها،چه غم از طعن رقیب
که خدا عاشق این سوز دل و چشم تر است

بهترین هدیهٔ این سفره مهمانی حق
عطش لحظهٔ افطار و دعای سحر است

آنچنان پرده بر اعمال بدت افکنده
ملک صبح ز اعمال شبت بی خبر است

عرش بر گریه شرم تو مباهات کند
پَرِ اشک سحرت خوب تر از بال و پر است

همه درهای فلک را به روی خود بستی
راه وا کردن آن، دست دعای پدر است

*تازه از دعای پدر،دعای بهتر و خوب تری داریم. حضرت موسی عرضه داشت خدایا من رو نصیحتی کن. سه مرتبه پروردگار فرمود: موسی خیر دنیا و آخرت میخوای، خدمت مادر کن. بار اول گفت: خدمت مادر...بار سومم فرمود:خدمت مادر..
بار بعد گفت: خدمت پدر...یک فردی خدمت رسول خدا آمد و گفت گرفتارم.حضرت فرمودند: برای پدر و مادرت که از دنیا رفتند دعا می کنی؟ گفت:آره فرمود: خب پس درست دعا نمی کنی.
بعد این آیه رو فرمودند:"اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي وَلِوالِدَي وَارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيراً اِجْزِهما بِالاِْحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّيئاتِ غُفْراناً"

همه درهای فلک را به روی خود بستی
راه وا کردن آن دست دعای پدر است

هرگز از یاد گل فاطمه غافل نشوید
شب جمعه ست شب حجت ثانی عشر است

نمک عشق بیاور که محک عشق علیست
عمر بی عشق حسین بن علی بی ثمر است

غزلی تازه سرانداز، سخن بیشتر است
همه شب ها دگرند و شب جمعه دگر است

شب جمعه است مگو کرب و بلایی نشدم
کربلا مجلس روضه ست،همین دور و بر است

*مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی از مراجع عالیقدر می فرمودند:تحت قبه فقط تو حرم ابی عبدالله نیست.هرجا روضه ابی عبدالله بخونید بگید: صلی الله علیک یا اباعبدالله؛تحت قبه حساب میشه؛دعا مستجابه...*

شب جمعه است مگو کرب و بلایی نشدم
کربلا مجلس روضه ست،همین دور و بر است

کربلا منتظر ماست بیا تا برویم
مادری روضه به پا کرده، بیا منتظر است...

شب جمعه است بیاد لب عطشان حسین
عالمی سینه زن و مادر او نوحه گر است

باز با بانگ بُنَیَّ همه آفاق گریست
آفرینش همه از ناله او در شرر است

روضه خوانم من و هرگز نرود از یادم
ریشهٔ نیزه گودال همان میخ در است

تکیه بر نیزه غربت زده و می بیند
آه عباس کجایی که حرم در خطر است

به خدا لشگر دشمن همه می دانستند
که علی اصغر او از پدرش تشنه تر است

از سر نی، سر بابای غریبش می گفت:
به خدا از همه سرها سر شش ماهه سر است

داغ فرزند کشنده است،همه می دانند
بدتر از زخم گلو آتش زخم جگر است

خنجر شمر کجا، کشتن ارباب کجا
بنویسید پدر کشتهٔ داغ پسر است

*لذا وقتی سینه اربابتون سنگینشد...وقتی نانجیب وارد گودال شد...ابی عبدالله چشمش رو باز کرد،فرمود:...*

ای که با تیغ جنون می کُشی ام
تو مپندار، کنون می کشی ام

اکبرم را که به خون آغشتی
در همان جای مرا هم کشتی

*کنار بدن جوونی هر باباییم‌که باشه ، همه تسلاش میدن  زیر بغلاش رو می گیرند، فقط کنار بدن علی اکبر بود؛تا این بابا صدا زد:ولدی... یه وقت همه شروع کردن کف زدن...هلهله کردن....*