نمایش جزئیات

روضه و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به نفسِ حاج‌ محمد رضا طاهری

روضه و توسل به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام اجرا شده شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به نفسِ حاج‌ محمد رضا طاهری

به احترام مناجات نیمه شبهایش 
خدا گذشت ز ما شیعیان رسوایش

کسی که با علی امروزِ خویش را گذراند
خوشا به روز قیامت خوشا به فردایش!

خدا گواه به نامرد و مرد رو نزند
هر آن کسی که فقط حیدراست آقایش

برای نوکر خود کفش نو خرید ولی
همیشه کفش پر از وصله داشت بر پایش

 علی که قامت یل های شام را خم کرد
 شکست گریه اطفال قد طوبایش

کشاند قاتل خود را به سفره کرمش
چه رحمتی ست در این سفره مصفایش

سرش شکسته ولی عاشقانه میخندد
آخه نمانده فاصله ای تا وصال زهرایش

 *همینطور که شما دارید گریه میکنید امشب دور تا دور بستر دارن گریه میکنن مولا یه نگاه کرد.. عباس داره گریه میکنه، حسن داره گریه میکنه، داداشای عباس دارن گریه میکنن، زینب ام کلثوم..یهو دید ابی عبدالله داره گریه میکنه فرمود: تو گریه نکن حسین جان. مرحوم شیخ عباس قمی این روضه رو میگه. چرا گریه نکنم بابا؟ گفت: گریه نکن عزیزم گفت: بابا جان میبینم فرقت شکسته شده تمام محاسنت به خون خضاب شده فرمود: تو هم مثل من میشی.. ابی عبدالله وسط گریه هاش کی باباجان کجا؟ فرمود: یه روزی میرسه وقتی جوونت رو زمین میفته صورت رو صورت علی اکبرت میذاری.. صورت که بر میداری از محاسنت خوت تازه میچکه.. اما یه فرقی داره حسین جان! این جا همه دارید دور من گریه میکنید اونجا وقتی به محاسن تو به خون خضاب میشه همه دورت کف میزنن همه هل هله میکنن گفت: حسین جان!...* 

حسین گریه نکن وقت آه و سوز تو نیست
 حسین هیچ روزی شبیه روز تو نیست
 
به استغاثه جوابت نمی دهند حسین 
بگویی العطش آبت نمی دهند حسین 

"ببین من اینو تو  عاشورا هم تفسیرش نمیکنم ، هر کسی با روایات آشناست باهاش گریه کنه "

همه به آل علی قهر می‌کنند حسین
و ظالمانه تو را نحر می‌کنند حسین

خدا کند غریبانه ناله ها نزنی
 به زیر خنجر نامرد دست و پا نزنی 

 بذار این یه دونه رو برات بگم.. قدیم دوره جاهلیت که میخواستن یه حیوون رو ذبح کنن یه زخم بهش میزدن وا میستادن نگاه میکردن چند ساعت طول میکشید. پیغمبر اومد فرمود: حرامه این کار رو نکنید زجر میکشه سریع سر از بدنش جدا کنید.

تو را به قتل صبر حسینم پر تو را ببرند
 به پیش دیدهٔ زینب سر تو را ببرند
 
*بابا چه صحنه ای دید دختر امیر المومنین بالای تل زینبیه یه مرتبه  دستاشو رو سرش گذاشت فرمود: "صلی علیک مليك السماء، هذا حسين مرمل بالدماء، مقطع الأعضاء ،  مسلوب العمامة و الرداء، مجزوز الرأس من القفا..."*