نمایش جزئیات

سینه زنی وتوسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاج‌محمد رضا بذری

سینه زنی وتوسل به حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاج‌محمد رضا بذری

هزار و یک حرف نگفته دارم 
کاشکی بودی سر رو شونه‌ت بذارم
پنجاه سال با هم بودیم حسین‌جان
یه سال و نیمه زندگی ندارم
 
مگه یادِ من میره 
دوری از تو و جدایی از رقیه رو حسین‌جان
مگه یاد من میره 
عصر عاشورا ناله‌ی یا بُنیَّ رو حسین‌جان 

رفتی و نگفتی چی سرم میاد واویلا 
دَخَلتْ زینبُ عَلَی ابنِ زیاد واویلا 

«واااای، واااای زینب....»

 بعد تو هِی مدام روضه خوندم 
در عجبم چه‌جوری زنده موندم
میلی دیگه به زندگی نداشتم
فقط خودم رو رو پاهام کشوندم 

نبودی ببینی که،چی گذشت بهم 
یه سال و نیمه زینبِ تو مُرده 
لبِ تشنه جون دادی 
زینبِ تو هم حتّی یه قطره آبِ خوش نخورده

 گریه می‌کنم برات گریه زیاد واویلا
دَخلتْ زینبُ عَلَی ابنِ زیاد واویلا

 «واااای، واااای زینب.... »

هنوز نمی‌دونم چه‌جور تونستم
بمونم و ببینم اون همه غم 
هنوز نمی‌دونم چجور تونستی
ببینی‌ام با اون همه نامَحرم

من همون دقیقه بود،جون دادم تا شمر
 خنجربالای سرت میچرخوند
قتلِ صبر یعنی تو رو، کُشت با حوصله 
داغِ تو آخر به دلِ خواهر موند


 ضربه‌ی دوازدهم سر افتاد واویلا 
دَخلتْ زینبُ عَلَی ابنِ زیاد واویلا 

«واااای، واااای زینب....‌»